سخنی با وزیر تازه ی علوم

سخنی با وزیر تازه ی علوم

بس از بحث های داغ مجلس ، وزیران رای اعتماد گرفته در کرسی های خویش نشستند ،و برای سه وزارت خانه باقی مانده نیز سرپرستانی تعیین شدند.دکتر جعفر توفیقی اکنون سرپرست وزارت علوم است.دولت تازه ، امیدهای تازه ای برانگیخته است، و  یکی از قشرهایی که به حق شایستگی آن دارد تا دگربار در زمره امیدواران نومیدشده نباشد، قشر دانشگاهی ست.صاحب این قلم برآنست که برای بازآفرینی نشاط در دانشگاه،«شرط اول قدم آنست»که در سبک مدیریت و  انتصاب مدیران دانشگاه ، بازنگری شود.مدیریت توانمند می تواند از هدر دادن توان ها و فرسایش جان و تن زیردستان جلوگیری کرده ، و افق های تازه پیشرفت را بگشاید، اما هر مدیری برای حوزه ای مناسب است، و  نمی توان گفت که اگر فردی برای نمونه در حوزه آب و فاضلاب توانی دارد ، بتواند همان توان را در  دانشگاه نیز داشته باشد.متاسفانه همین نکته که در سالیان گذشته به دلایل گوناگون به فراموشی سپرده شده ، و در بسیاری موارد برخی مدیران دانشگاهی ، حتی در حوزه ای غیر از دانشگاه نیز  از توان مناسب مدیریتی برخوردار نبوده اند.

      مدیریت دانشگاه ، افق دیدی گشوده می طلبد ، تا در برخورد با قشری که دغدغه های فکری دارد ، و مهمترین پیش نیاز پیشرفت در کارش ، آرامش فکری و روحی است،خود و استاد و دانشجو را در کش و قوس حرف های مهمل و نگاه های کوته بین تباه نسازد. درآمیختن مسائلی که صرفا آموزشی و علمی است با نگاه های باندی و گروهی ، آسیب جدی به دانشگاه، دانشگاهی و نظام و ملک و دین می زند.برای نمونه ارتقاء  یک استاد از مربی به استادیاری و بالاتر از آن ، که برپایه مدارک علمی و سطح تلاش پژوهشی وی باید سنجیده شود، چرا به نظر فلان نهاد یا مدیر  وابسته باشد ، و گروهی مقرب آقایان برکشیده، و گروهی مغضوب بی گناه، فروتر نگاه داشته شوند؟
داشتن یک برنامه و نقشه راه، می طلبد که از باریک شدن و  تجسس در حریم خصوصی استاد و دانشجو پرهیز شود.برخی با پنهان شدن در زیر نقاب دفاع از ارزش ها ،فضای دانشگاه را به سمتی کشانیده اند که آن فضا، وهن ارزش ها و  میراث فرهنگی یک کشورست.این که دانشجو را وارد رقابت های گروهی ، شخصی و سیاسی خود کنند  تا به بهانه دفاع از فلان و بهمان موضوع در برابر استاد خود بایستد و گستاخی کند،با هیچ منطق دینی که امیر مومنان منادی آنست نمی خواند، آن جا که می فرماید :«هر کس به من سخنی بیاموزد، مرا بنده خویش ساخته است.»موضعگیری متقابل استاد و دانشجو، که پیامد چنین مدیریت های تنگ نظرانه ای است،راه را بر پریشانی امور دانشگاه می گشاید.چه بسا استادان  توانمند، در اثر چنین تقابل های ناصواب،دلسرد شده و از  نقش آفرینی فعال بازمی مانند.
دانشگاه به دلیل آن که در آن زن و مرد در کنار هم فعالیت می کنند، محیط و دست مایه آماده ای دارد برای برخی مغرضان ،که به بهانه رعایت نشدن فلان مساله حتی خرد، برای از میدان به درکردن رقیبان، دست به هیاهو و پرونده سازی بزنند.اگر  از رودربایستی بگذریم، در وضعیتی که به اذعان مقام های عالی رتبه قضایی، شهادت دروغ افزایش یافته،آیا پیدا کردن یک دو شاهد اجیر شده کار دشواری ست؟بگذریم که این گروه ، حتی در مواردی که بر ادعای خویش سند و مدرک و شاهد و شهودی نمی یابند، و پس از ماه ها خسته کردن استاد و دانشجو و کارمند، راه به جایی نمی برند، حکم دادگاه را هم برنمی تابند و می گویند که رای دادگاه یک چیز است و رسیدگی حراستی و گزینشی ما چیز دیگر.برپایه شرع و قانون اساسی،اصل بر برائت است،و اگر هم مبنای عقابی درکار باشد، رای دادگاه پس از طی همه سلسله مراتب است.یکی از اصول اولیه و بدیهی دادرسی در همه نظام های حقوقی،«اعتبار امر مختومه»است؛ و  این گونه حرکات که زنده کردن پیوسته شایعات و ساخته های غرض آلود است، با این اصل بدیهی ناسازگارست که می گوید:اگر مساله ای دردادگاه صالح رسیدگی شد،دیگر نمی توان جز در موارد بسیار نادر،آن را از نو زنده کرد.ای کار  دستمایه آزار و اذیت افراد خواهد بود.از این رو، گماردن افراد در  جایگاه هایی مانند کمیته های انضباطی، حراست و گزینش باید با دقت انجام شود، و کسانی که بی غرض بودن آن ها به اثبات رسیده است ، با آیین نامه های دقیق به این کار گمارده شوند.خوشبختانه تاکید وزیر تازه اطلاعات بر حفظ حریم خصوصی، و اصل برائت می تواند زمینه چنین کاری را فراهم نماید.کار در دانشگاه ای دور از تهران ، به راستی که در برخی موارد زارست و کمترین حقوق افراد دستمایه غرض ها می شود.برخی مدیران، تنها هنر خویش را درو کمردن چند استاد و دانشجو و کارمند در دوره کاری خود می نمایانند.
تشکل های دانشگاهی، البته مانند دیگر تشکل های صنفی لازم اند، و اگر کسانی با پاره ای از آن ها مخالف بوده و هستند، به هر حال اکنون یک واقعیت اند.اما این تشکل ها باید که صرفا صنفی بمانند، واگر بپذیریم که می توانند به هر بهانه ای در هر موضوعی اظهار نظر کنند، اژ آن جا که سلیقه ها و منافع سیاسی ، متعارض و چالش زاست، محیط دانشگاه با چالش رو به رو خواهد شد.ما هنوز تعریف روشنی از سیاسی شدن دانشگاه ها و نسبت دانشگاه و سیاست به دست نداده ایم.
اکنون به راستی که بسیاری از دانشگاه های ما،آن گونه که رئیس محترم جمهور هم در نخستین نشست مطبوعاتی خوییش گفت، از نشاط لازم برخوردار نیستند، و  یک دلیل عمده آن هم مدیر گزینی های فارغ از شایسته سالاری است.هنگامی که یک مدیر ناکارآمد و  ناتوان را در یک منصب دانشگاهی بنشانند، او برای ماندن، همه توانمندها را درو می کند، چرا که«در حوضی که ماهی نباشد، قورباغه سپهسالارست!»
کارنامه هر فرد در دانشکاه، نه برپایه شنیده ها و ساخته ها، بلکه باید برپایه اسناد محکم علمی و حقوقی ارزیابی شود.سرپرست وزارت علوم چه بماند و چه برود، این ها بخشی از مهم ترین انتظارهایی است که جامعه دانشگاهی از وی دارد.و برای اقدام البته از همین اکنون باید ؛از کرد که«ناگهان خیلی زود دیر می شود!»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>